تبليغاتX
هیاهوی تنهایی
تو از هیاهوی آفاق دور می آیی من از حضور پر از شور و حال تنهایی
  

  

از زندگی ز بی کسی خویش خسته ام

                            از واژه های تلخ جدایی گسسته ام

از بی کسی ماهی تنها درون تنگ

                            از درد  فــقر خـــدا داد  خسـته ام

دلتنــگ یک کبوتر تنها میــان دل

                            از رنگ واسم واژه عشق خسته ام

من درمیان خاروخس کوچه های فقر

                            از دیدن زردی خورشید  خـسته ام

از عشق  از درد  زتنهای  و فــقر

                            از استماع شعار خماران شکسته ام

ای سالکِ خسته،می سوزی چوشمع 

                            من  دل  ز تمامی دنیــا گسـسته ام

 

 

خواهش می کنم شعر را عاشقانه معنی نکنید .

زیرا مقصودم فقط گلایه از دنیاست .  

پ.ن ۱: تیم ملی -استقلال-پرتغال

تقدیم به علیرضا جونم

داداش گلم تولدت مبارک

امیدوارم ۲۰امین برگ دفتر زندگیتو با شادی شروع کنی.

۱۳۶۸شاخه گل رز تقدیم به بهترین داداش دنیا

**********

سلام خوبینمن خوبم

ازاحوالپرسیای شما

خیلی دلم می خواد بیام بنویسم آخه این روزا پراز هیجانه ولی نمی شه دیگه

ببینید...

 فقط اگه این کلاسا کمتر بود خیلی بهتر می شدهمون هفته ای هشت روزه خودمون دیگههرروزه هرزور به جز جمعه هاجای شکرش باقیه چون از وقتی دانشجو شدیم حتی جمعه هام کلاس داشتیمهمون قیضه حسنی بااین تفاوت که ماهر روز می رفتیم جمعه ام باید می رفتیم

تصمیم گرفتم این ترم حسابی بخونمگوشه شیطون کرآخه نمی دونید اون ترم طبق معمول درسارو پاس شدیمخداروشکر(نمی دونم استادای شما بتون می گن وقتی پاس می شین می گین پاس شدم ۱۷شدم ولی وقتی پاس نمی شین می گین استاد انداختم استاد ۷م دادبه نظرتون راس می گن؟؟؟ )خب داشتم می گفتم

ولی این معدله کشید پایین باید جبران کنمبراهمین نمیام زیاد نت هر وقت میام میام وبم زود برمی گردماینو به شماگفتم که می گی دیگه نمیای وبم اینجا جواب می دیباورکن جای دیگم نمی رمشرمنده به خدابعده درساجبران می کنم

برم دگه همین الان از دانشگاه اومدمدوباره فردا صبه کله سحر کلاس دارم(یکی نیس بگه ساعت ۸کجاسحره)

راستی خوشم اومدبی خیال ما قهرمانیم آی گفتی آی گفتی راس می گی فقط برا اون می گم پرتغالمحشره هم خوب بازی می کنه هم ...

بی خیال ما رفتیم

باید رفت نه به زودی سلامی برای فردا

ولی فردا نه شاید وقتی دیگر نمی دونم کی ؟؟

امروز ۲۵مین روز از اولین ماه از اولین فصل سال بود که هنوز تموم نشده داره تموم می شه

فعلا"...

پ.ن۲:شرمندم حق با توئه

  درس ومشق حسابی کولاک کرده نمی رسم زود به زود بیامهروقت میام فقط یه سربه اینجا می زنم و مییرموقتش نیس

پ.ن۳:نظرخواهی رو فعال گذاشتم فقط برا دوستایی مثله شماها

بذارتابستون بیام بعدامتحانامیام وبت هم مطلباتو می خونم هم این قد نظر می دم که خسته شی

پ.ن۴:والا نه به خداازدسته شما برا چی ناراحت بشم

مگه نگفتی بروبشین درستو بخونمنم دارم همین کارو می کنماومدم عکساتم دیدم ولی همون روز که گفتی به روزی ولی نشد  نظربذارمحالابعدا" میام سرفرصت مطالبتو می خونممن به این زودیا از کسی خسته نمی شم

پ.ن۵:مرسی از لطفت

تولد گرفتیم کیک خوردیم ولی خودش نبود چون دانشگاه اراک درس می خونهخونه  نبودشب که خوابگاه بود هی بش زنگ زدیماس ام اس دادیم بچه هوایی شده بود می خواست بال دراره بیاد خونه حالا دیدی اگه تبریک بگی خیلی بهتراز اینه که بگی واقعا" که بیکاری برو بشین درستو بخون

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 14:46  به قلم سما   | 

درانتظارت روزها شب ها نشـــــــستم

امروز چون دیروز بی فردا نشــــــستم

وقتی که موج غم تورا باخویش می برد

تنهاکنارساحـــــــــــــل دریا نشــــــــستم

مجنون شدم صحرابه صحراکوی درکوی

هرجاشنیدم نامت ای لـــیلا نشـــــــــــستم

یک روز ازپس کوچه ی ما می گذــــــتی

من بارهابا یا دتو آن جا نشـــــــــــــــــستم

وقتی که اندوه جـــــــــدایی بـــــــاورم شد

خستــــــــــه ترازهررهگذرازپانشـــــستم

گوــــــــیا خداهم بنده ی خود را رها کرد

وقتی ســــــرراهت تک وتنها نشـــــــستم

ازشب بپرس از ماه این بیدار هر شــــب

بی یــــــــــــادتو یک لحظه من آیا نشستم؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 14:2  به قلم سما   | 

بزن لبخند!

بهاراست و طبیعت چون عروسه

رسید ایام عید وماچ و بوسه!

بزن لبخند وشادی کن که دائم

بخواند کبک تو مثل خروسه!

 

پ.ن:آره عیدیم گرفتیم.ازبابا مامان داداش و بابابزرگامو فقط دایی کوچیکه!!!البته تا الان!!!

 

آدمها

 هروقت بخواهندکسی رادوست دارند.هروقت بخواهنددیگردوستش ندارند.

هرموقع دوست داشته باشنددلشان برای کسی تنگ می شودهرموقع دوست داشته باشند ازاومتنفرمی شوند.

هرزمانکه وقت داشته باشندصدای ستاره رویاهایشان برایشان دلنشین است وگرنه اومزاحمی بیش نیست.

مرغ عشقهاهمیشه همدیگررادوست دارندوعقاب وخرگوش همیشه دشمن هم هستند.وهمه می دانند گیاهان همیشه به طرف نور رشد می کنند.

واین آدم ها هستندکه هرروز رنگ عوض می کنند.

آدمی آه و دمی است که تنها خودش را می خواهد.

آدم کسی است که گندم خوردومغرورشد.برگ درخت انجیرنجاتش دادتاملائکه عیبهایش را نبینند.

غرورعلت تنزل اواز آسمان شد.

غرورسرنوشت او و فرزندانش را تغییر داد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 10:54  به قلم سما  

 
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
كد جستو جو در گوگل <
java script by:dariushkamani.BLOGFA.COM
> < example: قالب و كدهاي جاوا >